close
تبلیغات در اینترنت
مبانی فکری حکومت اسلامی (2)
چهارشنبه 30 آبان 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • مبانی فکری حکومت اسلامی (2)

    نظرات:

     

    جهان بینی اسلامی

    منظور از این بحث مطرح ساختن جهان بینی اسلام نیست بلکه تنها منظور اشاره مختصری به مسائل کلی جهان بینی در اسلام است تا زیر بنای فکری و اعتقادی حکومت اسلامی روشن شود. جهان آفرینش عبث و بیهوده نیست و خداوند حکیم آن را بی هدف نیافریده است جهان هدف و مقصودی دارد زیرا اعمال و افعال خالق جهان همه بر مبنای حکمت است و کار بی هدف از او هرگز سر نمی زند. جهان بر اساس سنتهای الهی بسوی هدف معین خویش در حرکت است و هر آن و هر لحظه از فیض وجود بهره می گیرد و به حرکت خویش ادامه می دهد.

    انسان نیز عضوی از این جهان هدفدار است او موجودی سرگردان نیست که او را در جهان رها کرده باشند که نه هدفی را دنبال کند و نه جهت و مقصدی برای او مشخص شده باشد. انسان فردی از اعضای خانواده هستی است که در آن زندگی می کند تا باختیار خویش خود را با جهان هستی هماهنگ سازد و در مسیر هدف و تکامل قرار دهد.

    همه موجودات جهان بر اساس سنتهای الهی حرکت خویش را در این جهان انجام می دهند و مسیر معین هدایت را می پیمایند و انسان در این میانه تنها موجودی است که باید مسیر خویش را برگزیند و در انتخاب راه و جهت زندگی خویش آزاد است.

    به بیان دیگر نظام آفرینش بر اساس قوانین تکوینی به حرکت خود در جهتی که خداوند معین کرده است ادامه می دهد. ولی انسان در این میانه مختار است و به او امکان داده اند که به خواست خویش زندگی را بر ان پایه تنظیم کند و بندگی خدا را برگزیند و با پیروی فرامین و دستورات الهی راه خود را در جهت تکامل بپیماید. «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا عبادت کنند. عبادت و پرستش خدا محدود به نماز و روزه و ... نیست بلکه عبادت همه زندگی انسان و جوانب حیات را در بر می گیرد . عابد و بنده خدا آن کسی است که خویش را در اختیار حق قرار دهد و آنچه او فرمان دهد اجرا کند و از آنچه نهی کند باز ایستد.

    عبادت در تمام زندگی و مسائل ان چه اقتصادی و چه نظامی و سیاسی و فرهنگی و ... جریان دارد و باید در همه چیز و همه جا تسلیم خدا و گوش به فرمان او بود. اکنون اگر انسان بخاهد در راه خدا و تکامل خویش گام زند باید بر اساس بندگی خدا و دستورات او باشد و لازم است که خداوند این راه و مسیر را به او نشان داده و او را به ان هدایت کند ، چون انسان به راه آشنا نیست و از هدف نیز آگاهی ندارد و سود و زیان خویش را نمی شناسد. «قال ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی» گفت پروردگار ما ان کسی است که هر چیز را وجود بخشیده و سپس هدایت کرده است.

    خداوند همه موجودات را هدایت کرده و رهنمون شده است و انسان را در این میان به هدایت مخصوص خویش با فرستادن پیامبران برتری داده و راه را به او نمایانده و در انتخاب ان آزادش گذاشته است. «اناهدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً» ما راه حق و باطل را به انسان نشان داده ایم خواه شکر گزارد یا کفران ورزد.

    ولایت ( تکوینی و تشریعی ) الهی

    بر اساس این نوع از جهان بینی جامعه باید تحت ولایت الله قرار گیرد و هر نوع ولایت و سرپرستی غیر از ولایت خدا نفی و مردود شود، زیرا همانطور که همه موجودات تحت سرپرستی خداوند به سیر و حرکت خود ادامه می دهند انسان هم از این قانون کلی و سنت الهی مستثنی نیست و باید در ولایت خدا قرار گیرد تا سیر و حرکتش با نظام کلی جهان هماهنگ باشد. انسان جزئی از جهان هستی است و اگر این حقیقت را پذیرفتیم که جهان با ولایت و تدبیر خداوند برپا است ناچار باید انسان هم از قانون کلی جهان تبعیت کند و تنها ولایت خداوند را بپذیرد با این فرق که موجودات دیگر بطور طبیعی و تکوینی و بدون اختیار مشمول ولایت و تدبیر خداوند هستند ولی انسان در این بعد با آزادی و انتخاب این سرپرستی و ولایت را می پذیرد، این نوع ولایت که حکومت قانون ایت ولایت تشریعی نام دارد و لذا در قرآن با واژه اخذ یعنی گفتن همراه شده است تا روشن شود که نیاز به پذیرش و انتخاب دارد و این جامعه است که باید خود را، از حکومت طاغوتها رهائی دهد و ولایت خداوند را بپذیرد تا به نور و رشد و کمال مطلوب نائل گردد در قران در آیات زیادی هر گونه ولایتی غیر ولایت الله نفی شده است که از جمله آنها آیات زیر است: «قل اغیرالله اتخذوتنا فاطر السموات و الارض» بگو آیا غیر از خدا را ولی خود قرار دهم ، خدائیکه پدید اورنده آسمان و زمین است.

    در این آیه ولایت تشریعی خداوند بر جامعه بر ولایت تکوینی او یعنی آفرینش زمین و آسمان متکی شده است و چنین استفاده می شود که تنها او که پدید آورنده آسمان و زمین است سزاوار حکومت و سرپرستی انسان است. «ام اتخذوا من دونه اولیاء فالله هو الولی و هو یحیی الموتی و هو علی کل شی ء قدیر» آیا غیر از خدا برای خود سرپرستانی قرار دادند و حال انکه تنها او ولی و سرپرست است و هم او است که مردگان را زنده می کند و بر هر چیزی قادر و توانا است.

    این آیه نیز زیر بنای ولایت خداوند را بر انسان مسئله زنده کردن مردگان و قدرت او بر هر چیز قرار داده است. «مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتاً و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت» مثال آنانکه قرار دادند و گفتند غیر از خدا اولیائی ( سرپرستانی ) را مثل عنکبوت است که خانه ای برای خود انتخاب می کند و بدرستیکه سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است. بنابراین جامعه ای که با نظام غیر الهی اداره می شود و غیر از خدا بر انان حکومن دارد از بنیادی محکم و اساسی برخوردار نیست و همچون خانه عنکبوت پایه ها و اندامی سست و لرزان دارد و در مقابل خطرات نمی تواند مقاوم باشد.

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • امامت حضرت علی در آئینه سنت
    • امام زمان عج در خطبه ی غدیر
    • مبانی فکری حکومت اسلامی (7)
    • مبانی فکری حکومت اسلامی (6)
    • مبانی فکری حکومت اسلامی (5)
    • مبانی فکری حکومت اسلامی (3)

درباره ما