close
تبلیغات در اینترنت
رهبری اثربخش از دیدگاه نهج‌البلاغه
پنجشنبه 25 مرداد 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • رهبری اثربخش از دیدگاه نهج‌البلاغه

    نظرات:

     از زمان ظهور علم مدیریت، اندیشمندان این عرصه در پی ارائه تئوری رهبری بودند تا بتوانند به کمک آن، افراد و سازمان‌ها را هدایت کنند. از این رو، تئوری رهبری در طول این سال‌ها پی در پی خلق شده‌اند و در هر کدام سعی شده است تا نواقص مورد پیشین اصلاح شود؛ به این امید که در نهایت به فرضیه‌ای برسند که قادر باشد به شایستگی، رهبران سازمانی را برای هدایت و رهبری افراد یاری رساند، ولی متأسفانه تلاش‌های اندیشمندان تاکنون به تئوری جامع و کاملی منتهی نشده است.

    از سوی دیگر، شکست مکتب‌های غیرالهی و عواقب نامطلوب پرهیز از معنویت، انسان امروزی را به این هوشیاری رسانده است که برای سعادت خود نیازمند معنویت و ایمان است. ازاین‌رو، دانشمندان و اندیشمندان حوزه‌های مختلف علمی نیز به معنویت و (بحث) ایمان روی آورده‌اند. اسلام به‌عنوان آخرین و کامل‌ترین مکتب الهی، بدون شک راه سلامت و سعادت انسان را نشان می‌دهد و انتظار می‌رود در علم و تئوری‌پردازی‌ها، به شایستگی و تمام و کمال بشر را یاری کند.

    کتاب نهج‌البلاغه به‌عنوان برترین کتاب نگاشته شده به‌وسیله کامل‌ترین انسان تربیت یافته در اسلام، مباحث ارزشمندی را پیش روی انسان می‌گذارد. بنابراین، در این پژوهش، با بهره‌گیری از استراتژی تئوری داده بنیاد سعی شده است نوعی تئوری رهبری ارائه شود که از پندها، نصایح، حکمت‌ها و خطبه‌های نهج‌البلاغه حاصل شده باشد. نتیجه حاصل، بیان می‌کند که شرط لازم برای رهبری اثربخش، رشد و تعالی انسان است. رهبر نخست باید خود، انسانی کامل باشد تا لیاقت رهبری (جامعه اسلامی) را داشته باشد و توفیق در این امر با عطیه الهی که در نهاد انسان به ودیعه نهاده شده است، حاصل می‌شود. این عطیه الهی محبت و مودت الهی است که در قلب انسان قرار دارد و او را به وجد و شور و وصال می‌رساند. شرط بعدی برای هدایت انسان‌ها، همکاری و هماهنگی جامعه زیر نظر رهبر است. تلاش‌های رهبر زمانی به ثمر می‌نشیند که جامعه با او همراه باشد. در پایان، همان‌گونه‌که نتیجه تعالیم رسول‌خدا6 و امام علی7، ظهور انسان‌های تکامل‌یافته‌ای همچون مالک اشتر و سلمان فارسی بود، نتیجه مورد انتظار از این تئوری نیز رشد و تعالی افراد تحت رهبری و سلامت و سعادت کل جامعه، تحت نظر رهبر است.

    تئوری رهبری اثربخش از دیدگاه نهج‌البلاغه، بر پایه این جمله معروف قرار دارد که انسان برای پرواز نیازمند دو بال است: بال معرفت که به بعد فکری و عقلی مربوط می‌شود و بال ایمان که به بعد قلب و شهود مربوط است. انسان با هر دو بال می‌تواند پرواز کند و به وصال برسد. ازاین‌رو، این تئوری بر مبنای دو بخش اصلی که شرط واجب آن را تشکیل می‌دهند، قرار دارد: 1. بعد معرفتی و ظاهری؛ 2. بعد ایمانی.

     

    نام «بعد معرفتی و ظاهری» از آن جهت بر این بعد نهاده شده است که هر انسانی با ویژگی‌ها و استعدادهایی متولد می‌شود و انسان‌ها به لحاظ این استعدادها و ویژگی‌های خدادادی است که از یکدیگر متمایز می‌شوند؛ فردی در حوزه هنری استعداد دارد و فردی دیگر در مباحث ریاضی. فردی با صورت زیبا آفریده می‌شود و فرد دیگر با قدرت بیان و کلام زیبا و نافذ و... . بعد معرفتی و ظاهری، به استعدادها و کمالات وجودی انسان که پروردگار به هنگام خلق انسان به هر کس آن‌گونه که خود بخواهد عنایت می‌فرماید، می‌پردازد. ازاین‌رو، شرط رشد و تعالی انسان، تفکر در این استعدادها و کسب معرفت درباره آنهاست. ما شیعیان معتقدیم که پروردگار همه ودیعه‌ها و استعدادها را تمام و کمال به ائمه اطهار: ارزانی داشته است. بعد دیگر، «بعد ایمانی» است که به قلب و شهود مربوط می‌شود و با اسلام آوردن و ایمان به خدا، رشد و تعالی می‌یابد. از آنجا که کرامات اخلاقی نیز با اسلام آوردن و پیروی از دستورات قرآن و سنت و ائمه اطهار: به کمال می‌رسند، ازاین‌رو، با مدد این دو بال، انسان به قرب الهی و وصال نائل می‌آید.

    پایه و زیربنای تشیع، محبت و عشق است. محبت و عشق، عطیه‌ای الهی است (مطهری، 1386: 42 و 43) که در قلب مؤمن قرار دارد. عشق ابتدا پاک می‌کند، سپس بالا می‌برد و به تعبیر قرآن، «دس» است. (همان: 73 و 72) از‌این‌رو، در تمام تلاش‌های انسان چه در بعد معرفتی، چه در بعد ایمانی، حضور آن آشکار است. از نظر تشیع، انسان با رحمت و عشق الهی است که صعود می‌کند و به قرب الهی می‌رسد. بنابراین، در تئوری رهبری اثربخش از دیدگاه نهج‌البلاغه از عشق به‌عنوان بافت نام برده می‌شود.

    همچنین امر دیگری که به‌عنوان بافت تداعی می‌کند، اجتماع است. از پندها، خطبه‌ها و حکمت‌های امام علی7 بوض این نتیجه حاصل می‌شود که انسان موجودی است اجتماعی که در تعامل با دیگران و جهان هستی، رشد و تعالی ـ هم در بعد معرفتی و ظاهری و هم در بعد ایمانی ـ می‌یابد. ازاین‌رو، تلاش‌های رهبری زمانی به نتیجه خواهد رسید که اولاً تعاملات گروه‌ها و طبقات جامعه و فضای حاکم بر آنها را مدنظر قرار دهد و ثانیاً همواره بداند زمانی رهبری او اثربخش است که از سوی مردم پذیرفته شود؛ زیرا رهبری نه به اجبار است، نه بدون بصیرت.

    با این نگرش، راهکارهای نهج‌البلاغه نیز راهکارهایی انسانی و اجتماعی است، همانند آموزش و تربیت، فرهنگ‌سازی، تشویق و تنبیه و... . در نهایت نیز نتیجه‌ای که این تئوری پیش‌بینی می‌کند، رشد و تعالی انسان‌ها و سعادت جامعه است.

     

     

     

    پرسش پژوهش این است که تئوری رهبری اثربخش بر مبنای تئوری داده بنیاد، چیست؟ در واقع، در این پژوهش به دنبال دستیابی به فرضیه‌ای هستیم که رهبری اثربخش را از دیدگاه نهج‌البلاغه تبیین نماید. با بررسی متن و احادیث و سخنان امام علی7، به مفهوم اصلی «قرب الهی» دست یافتیم که تمام صفات و ویژگی‌های فردی رهبر در نهایت به این مفهوم اصلی منتهی می‌شود. بنابراین، با اتکا به مفهوم اصلی، تئوری خود را تبیین می‌کنیم و مفاهیم و ابعاد آن را برشمریم.

    بر اساس استنباط پژوهشگران، اگر فرد به حسن فردی، حسن رفتاری و حسن اظهاری متصف شود، خصوصیتی به نام بعد ایمانی حاصل می‌شود. این بعد مستلزم حضور قلب، شهود و وحی است و انسان با لطف و عنایت پروردگار می‌تواند در خود، این بعد را به کمال ‌رساند. در مقابل، ویژگی‌ها و استعدادهایی وجود دارد که پروردگار بنا به حکمت و مصلحت خویش، در درون انسان نهاده است که ما آنها را با عنوان کمالات وجودی و حسن ظاهری برشمردیم و با بیان شرایط آن، به خصوصیتی به نام بعد معرفتی و ظاهری نایل آمدیم. برای دستیابی به این ویژگی، فرد نیازمند معرفت، آموزش و تربیت است. به عبارت دیگر، احصای کمالات وجودی و حسن ظاهری، بیشتر نیازمند آموزش و رشد و پرورش استعدادهای درونی انسان است و هر انسانی با توجه به استعدادها و قوایی که در او به ودیعه نهاده شده است، در این بعد رشد می‌یابد.

    هر فردی که در دو «بعد ایمانی» و «بعد معرفتی و ظاهری» به تکامل برسد، پروردگار وصال خویش را به او ارزانی می‌دارد؛ زیرا انسان برترین مخلوق پروردگار است که رضایت خداوند در وصال او و توفیق آدمی، به جذب در وجود لایتناهی الهی است، آن‌چنان‌که پروردگار پیامبر خود و اهل‌بیت ایشان را به وصال خویش توفیق عنایت کرده است. رهبر نیز در اسلام برای رشد و تعالی هم در بعد ایمانی و هم در بعد معرفتی و ظاهری، نیازمند دو ویژگی است: اجتماع و عشق. به عبارت دیگر، فرد در دو بعد ایمانی و معرفتی و ظاهری به کمال نمی‌رسد، مگر به توفیق در این دو عامل. اسلام کمال توجه را به روح انسان و همچنین اجتماع انسان‌ها دارد. اسلام ـ به ویژه مکتب تشیع ـ کمال روح انسانی را با عشق میسر می‌داند و عقیده دارد تعالی جوامع انسانی در توجه به روح جامعه و تعامل و کنش‌های جاری در جامعه است و گروه‌های متعامل در جامعه را تنها با میل و بصیرت می‌توان به پذیرش و اطاعت درآورد.

    در توضیح مفهوم عشق باید گفت پایه و زیربنای تشیع، محبت و عشق است. تشیع، عشق را عطیه‌ای الهی می‌داند. وجود انسان به‌گونه‌ای آفریده شده است که جز به حقیقت عاشق نمی‌شود. این عشق، اکسیری می‌شود که ماهیت را تغییر می‌دهد، به کمال می‌رساند، افرادی همچون امام علی7 و پیروانی همچون سلمان فارسی و ابوذر و مالک اشتر خلق می‌کند. این عشق انسان را به تلاش و کوشش وا می‌دارد تا وجودش را آیینه تمام‌نمای معشوق کند؛ یعنی محب به شکل محبوب در‌آید.

    عشق الهی، انسان را زنده می‌کند و انسان زنده است که رهبری اثربخش یا عضوی پویا، فعال و تلاشگر در جامعه می‌شود.

    در گام بعدی، بعد ایمانی و بعد معرفتی به همراه بافت در رفتار رهبر تجلی می‌یابد. رهبری که در بعد ایمانی و بعد معرفتی به کمال رسیده باشد، به‌صورت خودجوش، استراتژی‌هایی را با هدف اثربخش شدن روابط و شیوه رهبری خود به اجرا می‌گذارد. این استراتژی‌ها در انتخاب مدیران، آموزش، پرداخت و مزایا، نظارت و کنترل، تشویق و تنبیه، انگیزش و فرهنگ‌سازی، برنامه‌ریزی و ارتباطات عینیت می‌یابد.

    در نهایت، رهبری اثربخش با استراتژی‌های عنوان شده که نتیجه رشد و تعالی فردی رهبر در ابعاد ایمانی و معرفتی و ظاهری است به دو ره‌آورد منتهی می‌شود. در واقع، از دیدگاه نهج‌البلاغه، از رهبر اثربخش انتظار می‌رود انسان‌هایی متعالی همچون سلمان فارسی، ابوذر و مالک اشتر تربیت و جامعه تحت رهبری خود را در سلامت کامل حفظ کند و آن را به سعادت برساند.

     

     

     

    برگرفته شده از :

     

     

    تئوری رهبری اثربخش از دیدگاه امام علی7

    استراتژی تئوری داده بنیاد متنی

    دکتر حسن دانایی‌فرد[1]

    نونا مؤمنی[2]



    [1]. عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس.

    [2]. دانشجوی دکتری مدیریت رفتار سازمانی دانشگاه تربیت مدرس.

        تاریخ دریافت: 14/10/87  پذیرش نهایی: 15/3/88

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه
    • مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • خطوط كلى سياست (اصول ايجابى) از دیدگاه امام علی (ع)

درباره ما