close
تبلیغات در اینترنت
فضای فرهنگی ـ اجتماعی صدور خطبه‌های نهج‌البلاغه
پنجشنبه 29 شهریور 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • فضای فرهنگی ـ اجتماعی صدور خطبه‌های نهج‌البلاغه

    نظرات:

     

    منابع و روش‌های فهم فضای صدور

    برخی معتقدند تنها راه شناخت سبب ورود احادیث، مانند اسباب نزول قرآن، روایت و نقل می‌باشد؛ آن هم روایت‌هایی که صحت آنها مورد تأیید ‌باشد. (سلیمانی، 1383، ص 70) ولی باید خاطر نشان کرد که از طریق موارد زیر نیز می‌توان فضای صدور خطبه را کشف کرد:[1]

    1. تحلیل متن نهج‌البلاغه، در برخی موارد بیانگر فضای صدور حدیث است، به‌عنوان مثال در خطبه 47 امام علی× خطاب به کوفه می‌فرماید: «كَأَنَّي بكِ ياكُوفَةُ تُمَدِّينَ مَدَّ الاَْدَيمِ الْعُكَاظِي» از‌ محتوای عبارت معلوم می‌شود که حضرت ‌این خطبه را زماني در کوفه ‌ایراد کرده‌ است که از مردم کوفه غضبناک است. چنانکه با دقت در محتوای خطبه 54 «فَتَدَاكُّوا عَلَي تَدَاكَّ الاِْبِلِ الاهيمِ يوْمَ وِرْدِهَا» که در وصف روز بیعت ‌ایراد فرموده است، می‌توان فضای بیعت با حضرت در مدینه را تبیین کرد و در فهم خطبه‌هایی که در روز بیعت یا کمی ‌پس از آن‌ایراد شده‌است به کار گرفت.

    2. نکته‌هایی که سید رضی قبل و بعد از خطبه‌ها آورده است، در تبیین فضای صدور خطبه‌ها نقش به‌سزایی دارد؛ مثلاً مؤلف در ابتدای خطبه 67 «فَهلاَّ احْتَجَجْتُمْ عَلَيهمْ: بأَنَّ رَسُولَ اللهِ| وَصَّى بأَنْ يحْسَنَ إِلَى مُحْسِنِهمْ» فضای صدور خطبه را تبیین کرده و می‌نویسد: زمانی که پس از رحلت حضرت پیامبر|، ماجرای سقیفه را به اطلاع امام رساندند؛ حضرت پرسیدند: انصار در پاسخ مهاجرین چه گفتند؟ پاسخ شنید: [انصار] گفتند: زمامداری از ما و زمامداری از شما مهاجرین انتخاب گردد! امام× فرمود: «فَهَلاَّ احْتَجَجْتُمْ... ».

    3. مطالعه شروح نهج‌البلاغه که در بحث پیشینه پژوهش به ذکر آنها پرداختیم.

    4. کتاب‌های تاریخی مربوط به حوادث قرن اول هجری، در‌ این کتاب‌‌ها همچون تاریخ طبری، تاریخ یعقوبی، الغارات ثقفی و... حوادثی نظیر ماجرای سقیفه، قتل عثمان، جنگ‌های جمل، صفین، نهروان‌ و... ذکر گردیده است و می‌توانند منابع بسیار خوبی برای کشف فضای صدور خطبه‌ها ‌باشند.

    5. استفاده از کتاب‌های مصادر نهج‌البلاغه، از آنجا که سید رضی سلسله سند راویان و کتاب‌های مورد استفاده خود در تدوین نهج‌البلاغه را حذف کرده است؛ عده‌ای درصدد برآمده‌اند که سلسله اسنادی برای ‌این کتاب عظیم، از منابع تاریخی بیابند، برخی از این مصادر عبارتند از: مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، عبدالزهراء خطیب حسینی؛ مدارک نهج‌البلاغه، کاشف الغطاء؛ استناد نهج‌البلاغه، امتیاز علی خان عرشی؛ نهج‌السعادة فی مستدرک نهج‌البلاغه، محمدباقر محمودی؛ مصادر نهج‌البلاغه، عبدالله نعمت؛ بحثی کوتاه پیرامون مدارک نهج‌البلاغه، رضا استادی؛ اسناد و مدارک نهج‌البلاغه، محمد دشتی و روات و محدثین نهج‌البلاغه، محمد دشتی.

    به‌عنوان نمونه می‌توان به خطبه 54 «قَدِ اسْتَطْعَمُوكُمُ الْقِتَالَ، فَأَقِرُّوا عَلَى مَذَلَّة، وَتَأْخِيرِ مَحَلَّة...» اشاره کرد که بر طبق آنچه در مصادر نهج‌البلاغه آمده‌ است، امام× آن را در هنگامي که عمرو بن عاص بر مصر غلبه کرد و نماينده امام ـ محمد بن ابي بکرـ را به‌‌شهادت رساند، گروهي از آن حضرت خواستند تا نظر خود را در باره خلفاي پيشين بيان کند، امام در جواب آنها فرمود: آيا از فتنه‌گري عمرو بن عاص فراغت يافته‌ايد؟ شما هنگامي اين سئوال را مطرح مي‌کنيد که مصر را از شما بازگرفته‌اند و شيعيان مرا به شهادت رسانده‌اند! سپس فرمود: به زودي نامه‌اي خواهم نوشت که پاسخ سئوال شما در آن نامه باشد و اين خطبه قسمتي از آن نامه است. (حسيني، 1395 ق، ص392 ـ 390)

    موارد کاربرد فضای صدور

    سخنی که در مناسبتی خاص و برای حل مشکلی معین بیان شده‌است، با آن حادثه ارتباطی تنگاتنگ دارد، به‌گونه‌ای که اگر شناخت آن مناسبت میسر نگردد، فهم اساسی آن سخن نیز ممکن نخواهد بود؛ لذا مهم‌ترین کاربرد فضای صدور را می‌توان فهم بهتر مفهوم حدیث دانست؛ (هاشم، 1418 ق، ص 260) مثلاً امام×، کمیل را از شهر خارج می‌کند و به قبرستان کوفه می‌برد تا از غوغاهای زمانه و از سر و صدا، هیاهو و اشتغالات دنیوی و تاریکی اوهام عصر خود جدا سازد و آنگاه برای آمادگی بیشتر و توجه‌دادن به مطلبی که قرار است برای او بیان شود، می‌فرماید: ‌ای کمیل! بهترین قلب‌ها، قلبی است که گنجایش و حفظ بیشتری داشته باشد، پس آنچه می‌گویم به خوبی حفظ نموده و به خاطر داشته ‌باش! «النَّاسُ ثَلاَثَةٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِي، وَمُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاة، وَهَمَجٌ رَعَاعٌ...» (حکمت 147) از رهگذر تأمل در ‌این شرایط معلوم می‌شود که‌این‌گونه مطالب چنان نیست که برای همه و در هر جا بیان شود؛ بلکه سخن ویژه‌ای است که حضرت در مکان و زمان خاص برای افراد نخبه و برگزیده بیان کرده‌ است.

    دانستن فضای صدور و علت ‌ایراد خطبه‌ها علاوه بر فهم بهتر می‌تواند به حل تضادهای ظاهری نیز کمک کند، به‌عنوان نمونه حضرت علی× در خطبه 206 می‌فرماید: «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ؛ من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید.» ولی در خطبه 135 به مغیرة بن شعبه چنین می‌گوید: «يابْنَ اللَّعِينِ الاَْبْتَرِ، وَالشَّجَرَةِ الَّتي لاَ أَصْلَ لَهَا وَلاَ فَرْعَ...؛ ‌ای فرزند لعنت شده دم بریده و درخت بی‌شاخ و برگ...!» حال ‌این سئوال مطرح می‌شود که چرا حضرت یکجا از دشنام‌دادن نهی می‌کند و در جایی دیگر خود این چنین کلماتی بر زبان می‌آورد؟ آیا تحت تأثیر احساسات واقع شده‌ است؟ با مراجعه به فضای صدور هر دو خطبه تضاد ظاهری حل خواهد شد؛ زیرا امام وقتی در جنگ صفین شنید که یارانش شامیان را دشنام می‌دهند، فرمود: آنها را دشنام ندهید؛ بلکه کردارشان را بیان و حالات آنها را بازگو نمایید و بهتر آن است که بگویید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن و بین ما و آنها را اصلاح فرما. (اسكافي، بي‌تا، ص137؛ ابن ابی‌الحدید، 1378 ق، ص 24 ـ 21)

    اما مورد دوم مربوط به موقعی است که مغیرة بن شعبه با آن شخصیت ویژه و شگفت‌آوری که دارد، از سوی عثمان به نزد حضرت آمده و می‌خواهد حضرت را از پای در آورد و سخنان زشتی بر زبان می‌آورد، حضرت با توجه به سابقه وی و دفاع از عملکرد خود در قبال عثمان اقدام به بیان چنین سخنانی کرده ‌است. (پيشين، ص 302 و 303؛ اميني، 1397 ق، ص330؛ محمودي، 1396 ق، ص162 و 163)

    یکی دیگر از کاربردهای بسیار مهم آشنایی با فضای صدور، مربوط به بررسی میزان تأثیر فرهنگ زمانه در سخنان امیرمؤمنان است، بدین‌بیان که با بررسی فضای صدور سخنان امام ثابت می‌شود که علی× تحت تأثیر فرهنگ زمانه قرار نداشته و همچون قرآن فراتر از عصر و زمان خود حرکت می‌کند، لذا نهج‌البلاغه جاودان بوده و می‌تواند پاسخگوی خواسته‌ها، آمال و نیازهای مردم در تمام اعصار باشد.[2]

    برای اثبات این مطلب باید به این نکته اشاره نمود که ولایت امیرمؤمنان استمرار خط نبوت پیامبر است و جانشینان واقعی پیامبر اسلام به دلیل درک عمیق از ارکان فرهنگ اسلامی و با تفسیر درست آن، افزون بر تقویت و توسعه پایه‌های این فرهنگ در طول زمان، باید آن را از سقوط در دامان تحریف و انحراف که ممکن است برای هر فرهنگ نوپایی پدید آید، حفظ کنند تا شالوده فرهنگ اصیل اسلامی و بینش راستین در باره آن به همه مردم رسیده و حجت الاهی بر همه تمام گردد؛ (کاشفی، 1380، ص310 و 311) لذا امام علی× جهت حفظ راه و رسم پیامبر اعظم| در ایجاد و تقویت فرهنگ اسلامی، باید فراتر از زمان حرکت نموده و تحت تأثیر فرهنگ زمانه عرب‌ها قرار نگیرد.

    شواهد زیر مؤید عدم تأثیرپذیری امیرمؤمنان از فرهنگ زمانه دارد:

    الف) شیوه رفتار حضرت در حکومت

    حکومت علوی و شخص مولای متقیان در فضا و شرایطی قرار داشت که سیاست بازی، نیرنگ‌سازی و فریب‌کاری در حکومت بر مردم، امری پذیرفته شده و به‌عنوان کاردانی و زیرکی به‌شمار می‌رفت و چنین رفتاری با اقبال عمومی‌مواجه می‌گشت؛ حتی کسانی که افق دیدشان به همان زمان محدود می‌شد و حداکثر می‌توانستند سود و زیان اسلام را در همان مقطع در نظر بگیرند، به سیره و روش آن حضرت اشکال می‌کردند و توصیه می‌کردند که برای حفظ حکومت خویش از شیوه‌های رایج سیاستمداران دنیوی استفاده کنند؛ ولی آن حضرت که تنها سود و زیان را در همان زمان محدود در نظر نداشت؛ بلکه افق نگرش او تا هزاران سال‌ آینده را به‌خوبی می‌دید و سود و زیان و مصلحت اسلام را در همه زمان‌ها و مکان‌ها محاسبه می‌کرد، هرگز حاضر نشد برای حفظ حکومت خویش از شیوه‌های نامشروع استفاده کند و خود را در حد سیاستمداران دنیوی تنزل دهد، لذا سیاست‌بازی و فاصله‌گرفتن از ارزش‌های انسانی و باورهای دینی را از کفش فرسوده بی‌ارزش‌تر (خطبه 33) و از آب دماغ بز نیز پست‌تر و از روده خوک در دست انسان جذامی ‌پایین‌تر می‌داند. (خطبه 3)

    ب) خیرخواهی نسبت به خلفای پیشین

    امیرمؤمنان در طول دوران خانه‌نشینی خود با حفظ اصول و مرزهای حق و باطل و براساس حس آرمان‌گرایی و دلسوزی برای اسلام و مسلمانان، بیشترین خیرخواهی را برای حاکمان وقت داشت؛ در حالی که مشروعیتی برای اصل حکومت آنها قایل نبود و آن را حق خود می‌دانست؛ اما در تلاش بود تا اسلامی‌که هنوز زخم خلافت دروغین را بر سینه داشت، بیش از‌این ضربه نخورد و خسارتی بیش از آن متوجه مسلمانان نگردد. (خطبه 134، 146و 164)

    ج) خودداری از مقابله به مثل در برابر غارتگران شام

    در این مورد به این نمونه اشاره می شود که معاویه پس از فتح مصر و اطلاع یافتن از اوضاع نابسامان عراق و اختلاف و تشتت افکار، چند تن از سران لشکر خود را به اطراف عراق و مناطق تحت قلمرو علی× گسیل داشت تا به قتل و غارت بپردازد و مایه رعب و وحشت عراقیان گردند؛ اما امام× از غارت‌بردن به آبادی‌های شام و غیرنظامیانی که در شهرهای آن سامان به کار عادی اشتغال داشتند، ناخرسند بود؛ حتی در جنگ‌ها فرمان می‌داد که با نظامیان نیز درگیر نشوند، مگر ‌اینکه مورد هجوم دشمن واقع شوند و از خود دفاع کنند و یا‌ اینکه دشمن مرتکب جنایتی شده باشد که قصاص آن را مطالبه کنند. اگر علی× به سران عشایر عراق دستور یا اجازه می‌داد که به آبادی‌های شام، به خاطر احراز غنایم غارت ببرند، هجوم‌های گسترده‌ای بر اطراف شام صورت می‌گرفت تا آن حد که عرصه را بر شامیان تنگ کنند. و اگر علی× مانند دیگران تجویز می‌کردند که عراقیان بر شامیان بتازند و خطه شام را با تمام بردگان، زنان و کودکان و با همه اموال، خانه‌ها و زراعت‌ها به عنوان غنیمت تقسیم کنند، دیری نمی‌گذشت که از معاویه و عمرو بن ‌عاص و غارتگران شام اثری باقی نمی‌ماند. (بهبودی، 1379، ص 215 و 216)

    علاوه بر مسائل فوق، موارد زیر بیانگر نقش ویژه علی× در ایجاد و توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی است (کاشفی، 1380، ص323 ـ 312):

    1. مبارزه با انحراف

    نقض میثاق غدیر و اصل ولایت، تحریم و تحریف بخشی از سنت رسول خدا|، فراموشی عدالت اجتماعی، توسعه سنت رسول خدا به اعمال دو خلیفه نخستین، عدم توجه به تربیت فرهنگی و دینی ‌و... از جمله مهم‌ترین مسائلی بود که فرهنگ اسلامی ر‌ا به انحراف کشاند و می‌توان مهم‌ترین انحراف را تهی شدن روح حاکم بر اسلام دانست «أَلاَ وَقَدْ قَطَعْتُمْ قَيدَ الاِْسْلاَمِ، وَعَطَّلْتُمْ حُدُودَهُ، وَأَمَتُّمْ أَحْكَامَهُ». (خطبه 192) حضرت علی× برای ‌اینکه فرهنگ اسلامی‌ را از چنگال خطر انحراف برهاند، کوشید تا با اتخاذ روشی خردمندانه ‌ـ به‌صورتی که اصل اسلام لطمه نبیند و امت اسلامی‌ دچار سرگردانی و پراکندگی نشود ـ در مدت 25 سال زندگی در کنار حکومت دینی و نظارت بر آن با ‌این کژروی و کج‌اندیشی بستیزد، شش ماه پرهیز از بیعت با ابوبکر، نپذیرفتن شرط عمل به سیره ابوبکر و عمر در شورای شش نفره، انتقادهای گوناگون بر عملکرد عمر و عثمان ‌و... ازجمله ‌این اقدامات بود.

    آن حضرت پس از پذیرش تصدی حکومت نیز با شیوه‌ای دیگر با ‌این انحراف‌ها مبارزه کرد، مخالفت با تبعیض اقتصادی، تبعیض نژادی، بدعت‌ها، دنیاطلبی‌ها ‌و... نمونه‌هایی هستند که علی× در پنج سال حکومت خود بر جهان اسلام در راه مبارزه با انحراف فرهنگی انجام داد.

    2. ترویج خردگرایی و آزاد‌اندیشی

    امام برای رشد خردورزی در جامعه، آزاداندیشی را سرلوحه کار خویش ساخته بود. تاریخ به‌روشنی گواهی می‌دهد که امیرمؤمنان نه تنها تفتیش عقاید را به هیچ‌‌روی اجازه نداد؛ بلکه در نامه خویش به مالک اشتر، تفتیش عیوب مردم و خرده‌گیری به اشتباه آنان را رد کرده‌است. (نامه 53)

    3. سیره عملی

    حضرت علی× به پیروی از سیره رسول خدا|، فقط در گفتار، مروج فرهنگ اسلامی ‌نبود؛ بلکه با کردار خود، افزون بر تأثیر عمیق بر انسان‌های زمان خویش، در عصر پس از خود نیز فرهنگ‌ها و انسان‌های بزرگی را عاشق و شیفته خود ساخت. نمونه‌ای از هزاران سیره عملی حضرت، برخورد وی با مردم انبار در مراسم استقبال بود. (حکمت 37)

    4. ارج‌نهادن به تعلیم و تربیت

    از مهم‌ترین عناصری که فرهنگ یک ملت را غنی ساخته، به توسعه همه جانبه آن مدد می‌رساند، آموزش و پرورش است. امام به تعلیم و تربیت اهمیتی وافر می‌داد و در ترویج آن از هیچ کوششی دریغ نکرد، او دانش را برترین شرف (حکمت 113)، بهتر از مال و پاسبان آدمی (حکمت 147) دانسته و به مسلمانان امر فرموده به سوی دانش بشتابند، پیش از آنکه فرصت آموختن از منبع و اهل آن را از دست بدهند (خطبه 105) و به فرمانداران خود دستور می‌دهد تا در مدیریت خود بر شهرها و مردم، با دانشمندان گفتگو کنند. (نامه 53)

    حاصل آنکه علی ‌بن ‌ابی‌طالب× از آن شخصیت‌هایی است که محصور و زندانی فرهنگ زمانه نیست؛ بلکه متعلق به تمام زمان‌هاست. (مطهری، 1374، ص 268)

    اشاره‌ای به معیارهای پذیرش فضای صدور و ملاک نقد آن

    ملاک‌های نقد فضای صدور با در نظر گرفتن روشی که ما را به‌این فضا رهنمون می‌کند، متفاوت خواهد بود و در مجموع به دو دسته تقسیم می‌شود:

    دسته اول: فضایی که از طریق تحلیل محتوای خطبه‌های نهج‌البلاغه به‌دست می‌آید که ‌این موارد فقط از طریق عقل و قواعد فهم قابل خدشه است و یا لازم است دلیل نقلی صحیحی بر اثبات یا رد مسئله پیدا شود تا بتوانیم‌ این‌گونه فضا را نقد نماییم یا از آن صرف‌نظر کنیم، ‌این موارد در میان خطبه‌های نهج‌البلاغه به تعداد بسیار معدود وجود دارد.

    دسته دوم: بیشترین نکته‌های فضاهای صدور خطبه‌ها، از طریق تذکرات سید رضی قبل یا بعد از خطبه‌ها، مطالعه شروح نهج‌البلاغه، کتاب‌های تاریخی مربوط به حوادث قرن اول هجری و استفاده از کتاب‌های مصادر نهج‌البلاغه به‌‌دست آمده‌اند که همگی آن در‌واقع روایت تاریخی و در بیشتر موارد خبر واحد می‌باشند؛ بی‌شک ملاک نقد آنها همان ملاک‌های نقد صحت احادیث و منقولات تاریخی خواهد بود، به بیان دیگر همان معیارهایی که در تشخیص جعلی‌بودن احادیث به‌کار می‌روند، در نقد فضای صدور خطبه‌ها نیز کاربرد خواهند داشت.

    پرسشی در‌ اینجا مطرح است که اگر فضای صدور خطبه‌ها را در تمام احادیث مؤثر بدانیم، ‌آیا ممکن نیست استفاده‌های ناروایی به همراه داشته باشد؟ مثلاً در هر حکمی ادعا کنیم که مربوط به عصر نبوی یا علوی بوده و ‌اینک زمان اعتبار آن حکم به سر آمده‌ است و باید حکمی ‌دیگر جایگزین شود؟ آیا در ‌این صورت از احکام دینی اثری باقی می‌ماند؟!

    در پاسخ باید دقت کرد که اصل توجه به فضای فرهنگی اجتماعی عصر شارع با قیاس فقهی و تمثیل منطقی، فرقی روشن دارد و وجه افتراق آنها به قرار زیر است:

    در تمثیل منطقی ما نیازمند به وجه شباهت دو پدیده هستیم و سپس با استناد به شباهت و همانندی دو پدیده، حکم یکی را بر دیگری سرایت می‌دهیم، اما در پدیده‌های شرعی باید علت حکم را دریابیم، سپس به استناد وجود آن علت در پدیده‌های دیگر به شباهت آن دو پی ببریم، سپس حکم اولی را به دومی ‌سرایت دهیم. آنچه استفاده از قیاس را در پدیده‌های شرعی سست و لرزان می‌کند همین نکته است که ما علت حکم را چیزی می‌دانیم در‌حالی که ممکن است درواقع علت حکم غیرآن باشد. لذا علما به‌ این دلیل گفته‌اند که اگر علت حکم منصوص باشد و در لسان شارع بیاید، در آن صورت قیاس پذیرفتنی است.

    در اصل توجه به ویژگی‌های اجتماعی و معیشتی (فضای فرهنگی اجتماعی) به هیچ‌روی سخن در شباهت دو پدیده نیست؛ لیکن تکیه بر علت حکم است، یعنی ما می‌فهمیم که مثلاً صحت شرط‌بندی در مسابقاتی مانند تیراندازی و اسب‌سواری به علت اعداد و آماده ساختن افراد در پیکار و رزم است.

    ممکن است به ‌این دلیل به قیاس مانند کرد؛ ولی ‌این توجه به فلسفه صدور حکم به معنای دریافت خودسرانه علت حکم نیست؛ بلکه زمینه تشخیص ملاک و علت صدور حکم است، آنچنان که ما در توجه به تقیه، به زمینه صدور حکم پی می‌بریم و در پرتو همین فهم و درک درمی‌یابیم که آن حکم و یا روایت ناظر به چه مطلبی است و مراد واقعی شارع چیست؟ (مبيني، 1375، ص 121 ـ 19) پس در نقل فضای صدور ما حکم را به یک مورد خاص منحصر نمی‌کنیم؛ بلکه در فهم بهتر حدیث و روایت از آن بهره‌مند می‌شویم.

    بررسی فضای صدور خطبه 26

    برای نمونه فضای صدور خطبه26 «إِنَّ اللهَ سُبحانَه بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ، وَأَمِيناً عَلَى التَّنْزيلِ» را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

    حضرت علي× پس از شنيدن خبر شهادت محمد بن ابي بکر و اشغال مصر توسط عمرو بن عاص در اندوه فراوان به‌ سر مي برد که عمرو بن حمق، حجر بن عدي، حبة عرني، حارث اعور و... از حضرت سئوال کردند تا نظرش را راجع به ابوبکر و عمر بيان کند. حضرت فرمود: آيا الان وقت اين سئوال است؟ مگر نمي‌دانيد که محمد بن ابي بکر شهيد شده و عمرو بن عاص مصر را تصرف کرده است؟! و بعد فرمودند: نامه‌اي برايتان خواهم نوشت که پاسخ سئوال خود را در آن بيابيد و امام نامه مزبور را خطاب به کليه مسلمانان و مؤمنان نوشت و در آن حوادث پس از رحلت حضرت نبي اکرم| را تا شهادت محمد بن ابي بکر تبيين نمود. (ثقفي، ص 308 ـ 302)

    ظاهراً اين قسمت خطبه نیز بخشي از همان نامه امام علي× است؛ (مکارم‌شیرازی، 1379، ص103) البته اميرمؤمنان× مضامين اين نامه را به‌طور پراکنده در مناسبت‌هاي مختلف به شکل خطابه يا گفتگوي خصوصي يا پرسش و پاسخ بيان کرده است و یکی از علل اختلاف در روایات همین نکته است. (جعفري، 1380، ص 321) گاه تصور مي‌‌شود که ذيل اين خطبه که مردم را به جهاد دعوت مي‌کند، منافات با اين سخن دارد و نشان مي‌دهد که اين کلام قبل از جنگ صفين از آن حضرت صادر شده است؛ ولي ممکن است اين سخن اشاره به جنگي باشد که حضرت قبل از ايام شهادت خود، مردم را براي آن آماده مي‌ساخت و البته حادثه دردناک شهادت امام مانع از اقدام به آن جنگ شد. (مکارم‌شیرازی، 1379، ص 103 و 104)

    قسمت‌هايي از اين نامه با توجه به محتوای روایت ثقفی (ثقفي، بي‌تا، ص 308 ـ 302) در خطبه‌هاي زير آمده است (جعفري، 1380، ص 321):

    خطبه 26: «إِنَّ اللهَ سُبحانَه بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ، وَأَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ»

    خطبه 53: «فَتَدَاكُّوا عَلَي تَدَاكَّ الاِْبلِ الاهيمِ يوْمَ وِرْدِهَا»

    خطبه 172: «الْحَمْدُلله الَّذِي لاَ تُوَارِي عَنْهُ سَمَاءٌ سَمَاءً، وَلاَ أَرْضٌ أَرْضاً»

    خطبه 217: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَعْدِيكَ عَلَى قُرَيش، فَإِنَّهُمْ قَدْ قَطَعُوا رَحِمِي»

    خطبه229: «وَبَسَطْتُمْ يدِي فَكَفَفْتُهَا، وَمَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا»

    خطبه 238: «جُفَاةٌ طَغَامٌ، عَبِيدٌ أَقْزَامٌ، جُمِّعُوا مِنْ كُلِّ أَوْب»

    نامه 62: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً| نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ، وَمُهَيمِناً عَلَى الْمُرْسَلِينَ»

    در دو روايت زير نيز مفاد يا منطوق نامه را در بر دارد:

    خطبه 30: «لَوْ أَمَرْتُ بهِ لَكُنْتُ قَاتِلاً، أَوْ نَهَيتُ عَنْهُ لَكُنْتُ نَاصِراً»

    خطبه 79: «مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِْيمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ»

    لازم به ذکر است که اشاره نماييم در اين زمان فضايي تيره بر کوفه حاکم بود ماجراي خوارج به شکست قطعي منتهي شده بود ولي تعدادي از بازماندگان که به نوعي جان سالم يا نيمه سالم به در برده بودند، مي‌کوشيدند چونان جراحتي عفوني در پيکره امت اسلامي، سلامت همه اعضاي بدن را مختل کنند.

    از سويي مصر مورد تاخت و تاز عمرو بن عاص و مزدوران معاويه قرار داشت و فرياد استمداد محمد بن ابي بکر که به‌وسيله امام در کوفه منعکس بود، در هيچ گوشي فرو نمي‌رفت. نيز تاخت و تازهاي گسترده و وحشيانه سرداران بزرگ و جنايت پيشه معاويه بر گوشه و کنارهاي عراق، روحيه مردم عراق را متزلزل کرده بود. در چنين جوي، امام به زحمت توانسته بود نيرويي اندک به عنوان پیش‌رو، به ياري محمد بن ابي بکر بفرستد، اما با شنیدن خبر شهادت وي، نيروهاي امدادي مزبور به کوفه برگشتند.

    مالک اشتر که دست راست اميرمؤمنان محسوب مي‌شد، چندي پيش در ميانه راه مصر به‌وسيله عوامل مزدور معاويه مسموم شده بود.

    در اين شرايط تعدادي از اصحاب سئوال مستمر خود را تکرار نمودند که يا اميرمؤمنان! چه شد که از حق مسلم خود محروم شدي؟ امام در چنين موقعيتي اين نامه را نوشت که سید رضی آن را قطعه‌قطعه کرده و به‌‌صورت چند خطبه و یک نامه درآورده است. (جعفري، پيشين، ص705 و 706)

    نتیجه‌گيري

    فضای صدور که در کتاب‌های حدیثی با نام‌های دیگری چون اسباب صدور حدیث، اسباب ورود حدیث و اسباب الحدیث نیز نامبردار است، از جمله شاخه‌های فقه‌الحدیث است که بیانگر علل و زمینه‌های صدور قول یا فعل و یا تقریر از ناحیه معصوم× و همانند علم اسباب نزول قرآن کریم است. با توجه به این نکته منظور از فضای فرهنگی اجتماعی صدور خطبه‌های نهج‌البلاغه یعنی موقعیت‌ها و شرایطی که در چنین مواقعی، علی× به‌ ایراد خطبه پرداخته و مطالبی را بیان نموده‌اند و آشنایی با آن شرایط ما را در فهم بهتر مطالب نهج‌البلاغه کمک می‌کند.

    احادیث علی× در نهج‌البلاغه دارای یک سبب کلی است که همان عمومات تعلیمی، آموزشی و هدایتی است. ولی در برخی موارد نکته‌ای خاص باعث ایراد یک سخن یا انجام عملی گردیده است که با استفاده از تحلیل متن نهج‌البلاغه، نکته‌هایی که سید رضی قبل و بعد از خطبه‌ها آورده است، مطالعه شروح نهج‌البلاغه، کتاب‌های تاریخی مربوط به حوادث قرن اول هجری و استفاده از کتاب‌های مصادر نهج‌البلاغه؛ می‌توان به آن سبب‌ها (فضای صدور) دست یافت.



    [1]. شایان توجه است که علامه طباطبایی از جمله مفسرانی است که تدبر در معانی آیات قرآن را تنها راه شناخت آیات و سور مکی و مدنی و اسباب النزول می‌داند. (طباطبایی، 1373، ص 106 و 111)؛ اگر این نظریه را بپذیریم «تحلیل متن نهج‌البلاغه» بهترین راه برای فهم فضای صدور خواهد بود.

    [2]. البته باید خاطر نشان کرد که منظور ما از تأثیر فرهنگ زمانه، ‌این نیست که علی× به زبان عربی سخن نگوید، یا همچون مردم آن زمان لباس نپوشد و همچون مردم عصر خود سوار بر اسب و شتر نشود و به دليل آنکه الگوي فرازمانی است از لحاظ ظواهر زندگی متناسب با 1400سال قبل رفتار نکند؛ زيرا ‌این موارد به مرور زمان متفاوت خواهد بود و دلیل بر برتری مردم یک عصر بر عصر دیگر نیست.

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه
    • مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • خطوط كلى سياست (اصول ايجابى) از دیدگاه امام علی (ع)

درباره ما