close
تبلیغات در اینترنت
آفات سیاست در نهج البلاغه
شنبه 28 مهر 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • آفات سیاست در نهج البلاغه

    نظرات:

     

    سياست عرصه ‏اى آفت‏ خيز است و اگر با حراست نَفْس، حاكميت اخلاق و مَهار قدرت همراه نباشد، آدمى را در دام قدرت‏طلبى، خودكامگى، عقل‏گريزى، خشونت‏ورزى، دنيازدگى، انحصارطلبى، دروغگويى، فريبكارى، زورگويى، كينه‏توزى، حب و بغض افراطى، رياكارى، گردن‏فرازى، سازش‏كارى و دام‏هاى بسيار ديگر فرو مى‏برد و فرد و جامعه را به تباهى مى‏كشاند. بنابراين لازم است از چنين امورى به‏عنوان اصول سلبى پرهيز شود. در ذيل به برخى از اين آفات پرداخته مى‏شود.

     

    1- قدرت طلبي

    اگر قدرت مهار نشود، انسان را در اسارت خود درمى‏آورد و سياست به فساد آلوده مى‏شود. قدرت اين امكان را به قدرت‏طلبان مى‏دهد كه تمايلات خود را هرگونه كه بخواهند، ارضا نمايند، منافع مردمان را به راحتى در پاى مطامع خود قربانى كنند و به همه‏چيز تجاوز كنند؛

    حكمت 216 : آن كه به مقام رسد گردنكشى كند

    قدرت‏طلبى بستر سركشى، قانون‏شكنى، تندى و تيزى و خِرَدگريزى است. اميرمؤمنان على (ع) در عهدنامه مالك اشتر چنين هشدار داده است:

    نامه 53 : هرگاه حكومت براى تو خود بزرگ بينى و كبر به وجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن، كه اين نظر كبر و غرورت را مى‏نشاند، و تندى و شدت را از تو باز مى‏دارد، و عقل از دست رفته را به تو باز مى‏گرداند. از برابر داشتن خود با عظمت حق، و از تشبّه خود با جبروت خداوند بر حذر باش، كه حضرت او هر گردنكشى را خوار، و هر متكبرى را بى‏ارزش و پست مى‏كند.

    و نيز هرگز نسبت بكارى كه پيش مى‏آيد و راه چاره دارد سرعت بخرج مده. مگو من مأمورم (و بر اوضاع مسلطم)، امر مى‏كنم و بايد اطاعت شود كه اين موجب دخول فساد در قلب، و خرابى دين، و نزديك شدن تغيير و تحول در قدرت است.

    امام (ع) عوارض قدرت‏طلبى را به‏طور مشخص سه چيز معرفى كرده است: طِمَاح (سركشى)؛ غَرْب (تندى و تيزى) و عَزَب عقل (خِرَدگريزى).

    معلوم است كه اين عوارض در عرصه سياست چه مى‏كند و چگونه موجب تعدى به حقوق مردم، تعرض به حرمت ايشان، ستم و بيدادگرى و خشونت‏ورزى، و زمينه‏ساز تصميمات و اقدامات نابخردانه مى‏شود.

    2- دروغگويي و فريبكاري

    فريب‏كارى و دروغ‏گويى كالاى رايج بازار سياست‏هاى غير اخلاقى است. حيله‏گرى و دروغ‏پردازى از لوازم اساسى چنين سياستى شمرده مى‏شود. در انديشه سياسى على (ع)، سياست مبتنى بر دروغ و فريب، سياستى جاهلى و غير انسانى است. اميرمؤمنان على (ع) در توصيف منطق سياسى عمرو بن عاص و همه آنان كه بر اين راه و رسمند، فرموده است:

    خطبه 84 : شگفتا پسر آن زن بد نام در ميان مردم شام نشر مى‏دهد كه من اهل مزاح هستم مردى شوخ طبع، كه مردم را سرگرم شوخى مى‏كند. حرفى به باطل گفته و سخنى به گناه انتشار داده است. آگاه باشيد بدترين گفتار، دروغ است او سخن مى‏گويد و دروغ مى‏گويد، وعده مى‏دهد و تخلف مى‏نمايد، درخواست مى‏كند و اصرار مى‏ورزد، اگر از او چيزى درخواست شود بخل ميكند، به پيمان خيانت مى‏نمايد، و پيوند خويشاوندى را قطع مى‏كند، به هنگام نبرد سر و صدا راه مى‏اندازد و تهيج و تحريص مى‏نمايد (اما اين سر و صدا) تا هنگامى است كه دست به شمشيرها نرفته، در اين هنگام براى رهائى جانش بهترين و بزرگترين نقشه‏اش آن است كه جامه‏اش را بالا زند و عورت خود را آشكار سازد تا از كشتن او چشم‏پوشى شود آگاه باشيد به خدا سوگند، ياد مرگ مرا از شوخى و سرگرمى باز مى‏دارد، ولى او را فراموشى آخرت از گفتن سخن حق باز داشته است او حاضر نشد با معاويه بيعت كند جز اين كه از او مزدى بدست آورد، و در برابر از دست دادن دينش بهائى گرفت.

    در منطق سياسى على (ع)، هيچ چيز چون راستى و درستى، و وفادارى و پرواپيشگى، استواركننده و نجات‏بخش نيست.

    خطبه  41 : اى مردم وفا همزاد راستگوئى است، سپرى محكمتر و نگهدارنده‏تر از آن سراغ ندارم آن كس كه از وضع رستاخيز آگاه باشد، خيانت نمى‏كند. در زمانى بوجود آمده‏ايم كه بيشتر مردم خيانت و حيله‏گرى را كياست و عقل مى‏شمارند، و نادانان آنها را اهل تدبير مى‏خوانند، چگونه فكر مى‏كنند خداوند آنها را بكشد چه بسا شخصى به تمام پيش‏آمدهاى آينده آگاه است و طريق مكر و حيله را خوب مى‏داند ولى فرمان الهى و نهى پروردگار مانع او است، و با اين كه قدرت بر انجام آن دارد آن را به روشنى رها مى‏سازد، ولى آن كس كه از گناه و مخالفت فرمان حق پروا ندارد، از همين فرصت استفاده مى‏كند.

    3- نفاق و رياكاري

    تزوير و رياكارى در سياست، روابط سياسى را غير امن و پايه اعتمادهاى سياسى را سست مى‏سازد؛ زيرا در وراى هر سخن سياسى، چيزى ديگر نهفته، و پشت هر اقدام سياسى، عملى خلاف آن قرار گرفته است. در اين صورت، سياست عرصه امورِ غيرقابل پيش‏بينى و غيرقابل اتكا خواهد بود. در اين عرصه ظاهربينان به‏راحتى فريب مى‏خورند، و مزوّران و رياكاران به‏راحتى به مقاصد نادرست خويش مى‏رسند.

    واژه منافق :

    موش صحرايى براى لانه‏اش دو راه قرار مى‏دهد، يكى از آن دو را باز مى‏گذارد و از آن رفت و آمد مى‏كند و ديگرى را بسته نگه مى‏دارد. هر گاه احساس خطر كند با سر خود ، راه بسته را باز كرده و مى‏گريزد. نام سوراخ مخفى موش «نافقاء» است كه كلمه منافق نيز از همين واژه گرفته شده است‏ .

    جايگاه منافق :

    برخورد اسلام با منافق، همانند برخورد منافق با اسلام است. او در ظاهر اسلام مى‏آورد، اسلام نيز او را در ظاهر مسلمان مى‏شناسد. او در دل ايمان ندارد و كافر است، خداوند نيز در قيامت او را با كافران محشور مى‏كند.

    إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقينَ وَ الْكافِرينَ في‏ جَهَنَّمَ جَميعاً (نساء 140)

    خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد

    إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً (نساء 145)

    منافقان در فروترين درجات دوزخند، و هرگز براى آنان ياورى نخواهى يافت.

    حضرت علي ع در نامه 27 نهج البلاغه خطاب به محمد بن ابي بكر :

    پيامبر به من فرمود: من بر امتم نه از مؤمن مى‏ترسم و نه از مشرك چرا كه مؤمن ايمانش او را باز مى‏دارد و مشرك را خداوند به وسيله شركش نابود مى‏سازد تنها كسانى كه از شر آنها بر شما مى‏ترسم آنها هستند كه در دل منافقند و در زبان دانا، سخنانى مى‏گويند دل پسند ولى اعمالى دارند زشت و ناپسند

    در انديشه سياسى على (ع)، جز با نفى تزوير و رياكارى نمى‏توان به درستى امانت‏دارى كرد و راه رشد مردمان و بستر سعادت ايشان را فراهم نمود.

    هر كس كه نهان و آشكار، كردار و گفتار او دوگونه نباشد، امانت را به‏جا آرد. [1]

    اميرمؤمنان على (ع) خود بر هرگونه تزوير و رياكارى خط بطلان كشيد. در نگاه آن حضرت، مناسبات مزوّرانه و رياكارانه نشانه نهايت تباهى جامعه است.

     


    [1] ( 2). همان، نامه 26.

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه
    • مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • خطوط كلى سياست (اصول ايجابى) از دیدگاه امام علی (ع)

درباره ما