close
تبلیغات در اینترنت
تساهل و تسامح از ديدگاه امام على عليه‏السلام (1)
چهارشنبه 30 آبان 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • تساهل و تسامح از ديدگاه امام على عليه‏السلام (1)

    نظرات:
    تساهل و تسامح از ديدگاه امام على عليه‏السلام (1)

    مشخصات پست

     

    مقدّمه

    امامان معصوم عليهم‏السلام، همچون پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله، الگوي كاملي براي انسانهاي عصر خويش و دورانهاي آينده تا دامنه قيامت هستند. آنان در قالب زمان خويش محدود نبوده‏اند بلكه براي بشرِ قرن بيست و يكم نيز سرمشق زندگي‏اند. بنابراين با وجود نوشيدن افكار و ايده‏هاي بشر و پيشرفت‏هاي علمي و تكنيكي، بازهم بايد به زندگي امامان چشم دوخت و با دقت بيشتر چراغي براي آينده ساخت.

    طرح افكاري مانند «تساهل و تسامح» در غرب كه در چند سده‏ي اخير بر اساس ضرورت‏هاي اجتماعي پديدار شده و در چند سال گذشته در كشور اسلامي ما ايران نيز، طرفداران و مخالفاني پيدا كرده است، ما را بر آن مي‏دارد تا به مباني فكري و الگوهاي عملي خود در قرآن و سنت و سيره‏ي معصومان عليهم‏السلام نظري دوباره بيفكنيم و موضع خود را نسبت به اين پديده‏ي فكري و اجتماعي مشخص كنيم.

    كاوش در زندگي امام علي عليه‏السلام، به عنوان اسوه بزرگ اسلامي، و دريافت ميزان رد يا قبول مباني تسامح از ديدگاه آن بزرگوار، اهميتي به سزا دارد. چرا كه آن حضرت علاوه بر پشت سرگذاشتن تلخي‏ها و فراز و نشيب‏هاي دوران ظهور اسلام، در طول 25 سال، در عين مخالف بودن با حكومت خلفا با آنان همكاري داشت و در 5 سال آخر عمر خويش نيز، كه زمام امور را به دست گرفت، مخالفاني جدي پيدا كرد كه برخورد آن گرامي با ايشان، براي ما شيعيان، الگو و حجت شرعي و براي تمامي انسانها درس‏آموز است.

    اين تحقيق هدفهاي زير را دنبال مي‏كند:

    1 ـ تعيين معنا و مفهوم تسامح و تساهل 2 ـ بررسي مباني فكري و تاريخي تساهل در غرب 3 ـ بررسي ميزان انطباق تساهل و تسامح به معناي امروزي با بينش و روش امام علي عليه‏السلام

    روش تحقيق در اين پژوهش، اسناد كتابخانه‏اي است كه در آن، از نهج‏البلاغه به عنوان سند مكتوب سخنان آن حضرت و نيز از كتابهاي تاريخي معتبر براي كشف سيره‏ي آن امام، استفاده شده است.

    اميد است اين نوشتار، راه‏گشاي عاشقان ولايت و تشنگان حقيقت باشد. در پايان از تلاش ارزنده‏ي پژوهش‏گر ارجمند جناب دكتر محمدرضا آقاجاني قناد قدرداني مي‏نماييم.

    «انّه وليّ التوفيق»

    «مديريت پژوهشي مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما»

     

     

    بخش اوّل: معناي لغوي و اصطلاحي تساهل و تسامح

    در فرهنگ اسلام و غرب، تسامح و تساهل، معناي مخصوص به خود را دارد كه البته با معناي لغوي آن هم‏آهنگ است. ابتدا بايد بنگريم كه از اين دو واژه، چه معنايي دريافت مي‏شود و هريك از معاني در كدام تقسيم‏بندي جاي مي‏گيرد. سپس به بررسي متون ديني و سيره‏ي معصومان به ويژه سيره‏ي امام علي عليه‏السلام مي‏پردازيم تا جايگاه تساهل و تسامح را در فرهنگ اسلامي دريابيم.

     

    فصل اوّل: معناي لغوي تساهل و تسامح

    براي دريافت معناي اين دو واژه، ابتدا به منابع فارسي و سپس به منابع عربي مراجعه مي‏كنيم.

     

    گفتار اول: منابع فارسي

     

    الف ـ فرهنگ معين

    فرهنگ معين، تسامح را داراي سه معني مي‏داند:

    1 ـ آسان گرفتن، مدارا كردن.

    2 ـ كوتاهي كردن، فروگذار كردن.

    3 ـ سهل انگاري (اسم مصدر).

    براي تساهل نيز سه معني بيان مي‏كند:

    1 ـ سهل گرفتن بر يكديگر، آسان گرفتن، به نرمي رفتار كردن (مصدر لازم).

    2 ـ آسان گفتن.

    3 ـ سهل انگاري (اسم مصدر)1.

    همان گونه كه ديديد، اين دو واژه در بيشتر موارد، معناي واحدي دارند و تنها تفاوت قابل تشخيص آن‏ها در معناي «فروگذار كردن» براي تسامح و «به نرمي رفتار كردن» براي تساهل است كه به نظر مي‏رسد مي‏توانند با هم رابطه‏ي عِلّي و معلولي داشته باشند؛ زيرا فروگذار كردن خطاهاي ديگران و واكنش نشان ندادن به كژي‏ها و كاستي‏هاي رفتار آدميان مي‏تواند قدرت «رفتار نرم و آرام» و «سهل‏گيري» بر ديگران را به انسان عطا كند. بنابراين بايد بگوييم تسامح، زمينه‏ساز تساهل است.

    1ـ فرهنگ فارسى، محمد معين شماره 3 از سلسله فرهنگ‏هاى معين، ج 1، ص 1078.

     

    ب ـ لغت‏نامه ي دهخدا

    در لغت‏نامه دهخدا به جاي لفظ تسامح، لفظ تسمّح و تسميح كه با واژه‏ي تسامح هم خانواده است، معني شده است. تسمّح به معناي مسامحه و سهل‏كاري آمده و براي تسميح معاني زير ذكر شده است:

    1 ـ نرم رفتن؛ 2 ـ آسان رفتن؛ 3 ـ راست كردن نيزه؛ 4 ـ شتاب كردن؛ 5 ـ گريختن؛ 6 ـ آسان كردن و آساني كردن با كسي (به نقل از كتاب‏هاي گوناگون لغوي).1

    1ـ لغت نامه دهخدا، على اكبر دهخدا و ديگران زير نظر دكتر محمدمعين و دكترسيدجعفر شهيدى، ج 4، ص 5893.

     

     

    ج ـ فرهنگ سيّاح

    در فرهنگ دانشگاهي (عربي به فارسي) نوشته‏ي «احمد سيّاح»، ريشه‏ي واژه‏هاي تسامح و تساهل چنين معني شده است:

    سَمَح ـ سَماحا و سماحة: نيكويي و بخشش كرد.

    سَمَحَ له بالشّي‏ء: آن‏را به او عطا كرد.

    سَمَح العود: چوب نرم شد.

    سَمَحَتِ النّاقَةُ: شتر، نرم و تابع شد و تند رفت.

    هم‏چنين درباره‏ي ريشه‏ي تساهل چنين آمده است:

    سَهُلَ الأَمُر سُهولةً و سهالةً: كار آسان شد.

    سَهَّلَ تسهيلاً: نرم و آسان گردانيد.

    السَّهْل (ج: سُهولٌ): زمين نرم، نرم از هر چيز، زاغ.

    نَهْرٌ سهلٌ: جوي پرريگ.

    رَجُلٌ سَهْلُ الخُلق: مردِ خوش خوي.

    سَهْلُ الخَدَّيْنِ: آن‏كه رخسارش بلند نباشد ـ كم گوشت رخسار.1

    در ميان معاني بالا مي‏توان به نوعي ارتباط قايل شد: كسي كه بخشش مي‏كند، نوعي نرمش از خود نشان مي‏دهد و جويبار پر ريگ هم، به آساني و نرمي، آب را در خود عبور مي‏دهد و مرد خوش خوي، كسي است كه نرمي و سهولت در رفتار و كردار او مشاهده مي‏شود. بنابراين مي‏توان گفت محور اصلي دو لفظ تساهل و تسامح، نرمي و همواري و عدم خشونت است.

    دقت در معاني ارايه شده در منابع قديمي‏تر عربي، اين تحليل را تأييد مي‏كند.

    1ـ فرهنگ دانشگاهى عربى به فارسى احمد سياح، ص 509.

     

    گفتار دوم: منابع عربي

     

    الف ـ مصباح المنير

    سَمَحَ بكذا يَسْمَحُ...: جادَ وَ أعْطي اَوْ وافَقَ عَلي ما اُرِيدَ مِنْهُ (نسبت به فلان چيز سماحت ورزيد يعني: بخشيد و عطا كرد يا بر آن‏چه از او خواسته شد، موافقت كرد).

    سامَحَهُ بِكَذا: اَعْطاهُ وَ تَسامَحَ وَ تَسَمَّحَ وَ اَصْلُهُ الاِتِّساعُ (نسبت به فلان چيز مسامحه كرد يعني: آن‏را عطا كرد و دو واژه‏ي تسامح و تَسَمُّح هم به همين معناست و اصل و ريشه‏ي آن‏ها، اتّساع و گشادگي است).1

    1ـ المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير، احمد بن محمد فيّومى (م 770 ه.)، تصحيح: محمد محى‏الدين عبدالحميد (1347 ه.، 1929 م [بى‏جا]، ص 348.

     

     

    ب ـ تاجُ العروس

    السَّهلُ...: كُلُّ شَيْ‏ءٍ اِلَي اللّينِ و قِلَّةِ الخُشُونَةِ... و فِي الدُّعاءِ: سَهَّلَ اللّهُ عَلَيْكَ الاَمْرَ و لَكَ: اَيْ حَمَلَ مَؤُنَتَهُ عَنْكَ و خَفَّفَ عليك (سهل، به معناي هرچيزي است كه به نرمي و كمي خشونت متمايل باشد... و در دعا آمده است: خدا كار را بر تو و براي تو سهل گرداند؛ يعني بارِ آن را از دوش تو بردارد و آن‏را سبك كند).1

     

    1ـ تاج العروس من جواهر القاموس سيدمحمد مرتضى حسينى واسطى (م 1205 ه) تحقيق: على سيرى، ج 14، ص 362.

     

     

    ج ـ لسان العرب

    السَّهْلُ: نقيضُ الحَزْن... والسُّهولَةُ ضِدُّ الحَزُونَةِ... والتسهيلُ: التَّيسيرُ والتَساهُلُ: التَّسامُحُ (زمين سهل: نقيض زمين ناهموار است... و سهولت، ضدّ ناهمواري است... و تسهيل: آسان كردن است و تساهل: به معني تسامح و چشم‏پوشي است).1

    1ـ لسان العرب، محمد بن مكرّم ابن منظور م 711 ه، ج 6، ص 412.

     

     

    د ـ المنجد

    سَهُلَ... المكانُ: آن‏جا صاف و هموار شد.

    سَهلُ... الأمر: آن كار آسان شد.

    ساهل مساهلهً‏هُ: با او به ملايمت و آساني رفتار كرد.

    السَّهلُ: زمين صاف و هموار.

    بعيرٌ سَهْليٌّ: شتري كه در دشت و زمين هموار مي‏چرد.

    سَهْلُ الخُلْق: خوش اخلاق.

    اهلاً و سهلاً (درباره‏ي خوش آمد گفتن): يعني تو با خانواده و اهل خود هستي نه با بيگانگان و به جاي هموار و مأنوس قدم گذاشتي نه در جاي موحش و ناهموار.

    سَمَحَ... بكذا: چيزي را بخشش كرد.

    السَّمحه: زن بخشنده و سخاوت‏مند.

    سَمَّح: با آساني و نرمي رفتار كرد.

    سامحه في الامر... با او در آن كار هم‏دلي و همراهي كرد.

    تَسمَّح و تسامح في كذا: در فلان كار سهل گرفت و تسامح به خرج داد.

     

     

     

    جمع بندي معناي لغوي

    از بررسي سخن لغت‏شناسان قديم و جديد، نتايج زير را مي‏توان به دست آورد:

    1 ـ تساهل و تسامح، معنايي نزديك به هم دارند و در بيشتر موارد مي‏توانند به جاي هم به كار روند.

    2 ـ تسامح از ريشه‏ي سَمَحَ و سماحت است. بنابراين، مي‏تواند به معني آسان گرفتن و فروگذاردن يا به معني جود و سخاوت و عفو و اغماض باشد.1 تساهل نيز كه به معناي آسان‏گيري است، مي‏تواند ناشي از چشم‏پوشي، اغماض و بزرگ منشي باشد. پس تساهل مي‏تواند معلول تسامح باشد.

    1ـ المنجد، لويس معلوف، ترجمه: مصطفى رحيمى اردستانى، ج 1، ص 503.[و] ر.ك: فرهنگ نفيسى فَرْنَود سار، على اكبر نفيسى، ج 3، ص 1930؛ مجمع اللّغات (فرهنگ مصطلحات به چهار زبان عربى، فارسى، انگليسى و فرانسه)، دكتر سيدمرتضى آيت‏ا... زاده شيرازى و همكاران، تك جلدى، صص 243 و 244.

     

     

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه
    • بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه
    • مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • خطوط كلى سياست (اصول ايجابى) از دیدگاه امام علی (ع)

درباره ما