close
تبلیغات در اینترنت
انسان در نهج البلاغه (5)
پنجشنبه 25 مرداد 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • انسان در نهج البلاغه (5)

    نظرات:

     

     

    2-2-استمرار انسان

    عظمت انسان نسبت به دنیا نشانگر این نکته است که انسان برای دنیا آفریده  نشده و محدود به آن نیست بلکه  ادامه و استمرار دارد . به این جهت است که آن امام همام می فرماید : أَلَا فَمَا يَصْنَعُ بِالدُّنْيَا مَنْ خُلِقَ لِلْآخِرَة[1] هان چه کند با دنیا و چگونه برخورد کند با آن ، کسی که برای سرای دیگری به نام آخرت آفریده شده است . و به فرزندش خطاب می کند : فرزند دل بندم ؛ بدان که تو برای آخرت خلق شده ای نه از برای دنیا .[2] در فراز دیگر می فرمایند :  وَ لَسْنَا لِلدُّنْيَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْيِ فِيهَا أُمِرْنَا[3] نه برای این دنیا خلق شده ایم و نه هم مامور به این هستیم که خود را برای آن خرج  و نهایت سعی خود را درآن به کار گیریم . بلکه دنیا منزلی از منازل سیر ماست و دار مجاز و پل عبور است تا از آن برای این راه طولانی توشه برداریم ؛ ؛فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ-  بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً-  لِتَزَوَّدُوا[4]

     

     

     

    راهی به سوی ابدیت که حتی مرد راهی چون علی فریادش از آن بلند است ؛ ٌ آهِ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِيقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِيمِ الْمَوْرِد[5].

    و دنیا برای آدمی کلاس درسی است که در آن امتحان می شود و پخته و مهیّای دنیاهای بزرگ تری می گردد ؛   فَفِيهَا اخْتُبِرْتُمْ وَ لِغَيْرِهَا خُلِقْتُم  [6]

     و با  درک این عظمت است که این عالم شهود ، انسان  را راضی  نمی سازد و  به غیب و آخرت گرایش و عشق  پیدا می کند و به استمرار و ادامه خود می اندیشد .

    و شکی نیست که بدون درک ، انسان  به خسران می نشیند ؛ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ  آنان که قدر خود را نشناختند و به خود ظلم کردند و به خسران نشستند ، هرگز ایمان نخواهند آورد[7]؛ .

    3-2-قدر و ارزش انسان

     آدمی با  درک این تقدیر و ترکیب پیچیده ای که در مرحله ی بعد از آن گفتگو می شود  و با مقایسه خود با دیگر موجودات ، به ارزش خود پی می برد که از دنیای موجود بزرگتر و ارزشمندتر است . چرا که اگر برای این دنیا خلق شده بود به این همه استعداد و نیروهای  اضافی نیازی نداشت . که این استعداد ها برای این دنیا نه تنها کارگشا نیستند بلکه مزاحم هم هستند . به همین جهت علی (ع ) به کسی که همه امکاناتش را از سواره و پیاده و عِده و عُده ، فراهم می نماید تا دنیا را بقاپد ؛ قدرت یا ثروتی را به دست آورد یا مراد  مریدانی شود ، به چنین آدمی خطاب می کند : وَ لَبِئْسَ الْمَتْجَرُ أَنْ تَرَى الدُّنْيَا لِنَفْسِكَ ثَمَناً-  وَ مِمَّا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ عِوَضا[8] ؛ بدترین تجارت این است که دنیا را برای  وجود خودت  ارزشی به حساب بیاوری و آن را با آنچه در نهایت سیرت به آن می رسی برابر بدانی و خود را به دنیا بفروشی در حالی که کمترین ارزش تو بهشت است و اگر به کمتر بفروشی  باخته ای ؛ أَلَا حُرٌّ يَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا-  إِنَّهُ لَيْس لِأَنْفُسِكُم ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا[9] ؛ آیا آزاده ای هست که ته مانده دنیا را برای اهلش رها کند؟ !! چرا که برای وجود شما بهای نیست مگر بهشت ، پس نفروشید آن را مگر به آن بهشت .

    و در نامه به فرزندش می نویسد : وجودت را از هر پستی بزرگ دار و به او بها و ارزش بده و متعرض چنین پستی نشو هر چند ارتکاب آن تو را به خیلی از خواسته های دنیا برساند زیرا در برابر این بذل نفس و بخشش آن هیچ چیزی را که برابر و عوض نفست باشد به دست نخواهی آورد . و بنده و برده هیچ کس نباش چرا که هیچ کس نمی تواند معبود تو باشد چرا که خداوند تو را حر و آزاد آفریده [10] و کسی را با تو  برابر و بالاتر قرار نداده که بتوان عبد او شد و تویی که خالقت تو را آزاد آفریده است .

    4-2-همّت ؛ ملاک ارزش گذاری

    اکنون که ارزش وجودی انسان را دانستی؛ خود واقفی که همه گان در مسیر نیل به آن نمی باشند.زیرا که وصول به مقام مشروط به انتخاب آگاهانه صحیح بلکه بالاتر از آن است.براین اساس بر انسان لازم است همیشه خود مورد ارزیابی قرار دهد تا بداندچه فاصله ای با آن دارد.؟این ارزیابی نیازمند یک معیار است .علی (ع)که پیشگام این راه وآشنا به این معیاراست  

    میفرماید:قدر الرجل علی قدر همّته [11] همت او ارزش موجود او را نشان می دهد که چه قدر است ؛ زیرا تو همانی که غصه آنرا می خوری و تو همان چیزی هستی که او را دوست داری . ببین همّ وغم تو چیست . در بند کفش و کلاه و ماشینینی و این که بارت را بر دوش چه کسی بگذاری و کی را بفریبی ؟! یا اینکه دلت چون دل علی(ع)در گرو این است که وجود گرسنه ای در دورترین خرابه ها خواب را از چشمانت برباید[12] ارزش هر کس درگروه عشق اوست .بر این اساس مولای متّفیان در معیار دیگری میفرماید : ؛ قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ[13] ارزش در نگاه و بینش توست که چه چیز را زیبا می بینی و چه را زشت . چه چیزی دلت را به خود مشغول کرده است ؟! تو همانی و در نهایت با همانها همراه و محشور می شوی[14] 

     حریت و آزادی و قدم گذاشتن در راه رسیدن به ارزش حقیقی انسان به این است که آنچه از او کمتر است در او اثر نگذارد ؛نه از آمدنش خوشحال شود و نه از رفتنش غمگین گردد . و علی می فرماید حال که تو خود را شناخته ای که از دنیا بزرگ تری و برای سرای دیگری آفریده شده ای باید هم و غمت و شادی و خوشیت برای همان جایگاه  بزرگ تر باشد و. ؛ فَلْيَكُنْ سُرُورُكَ بِمَا نِلْتَ مِنْ آخِرَتِكَ وَ لْيَكُنْ أَسَفُكَ عَلَى مَا فَاتَكَ مِنْهَا وَ مَا نِلْتَ مِنْ دُنْيَاكَ فَلَا تُكْثِرْ بِهِ فَرَحاً وَ مَا فَاتَكَ مِنْهَا فَلَا تَأْسَ عَلَيْهِ جَزَعاً وَ لْيَكُنْ هَمُّكَ فِيمَا بَعْدَ الْمَوْت‏[15]

    اکنون بعد از این همه حکمت و معرفت و بیّنه و بینش؛ جا دارد که به علی اقتدا گردد ؛ همان علی که می گوید : اگر همه اقالیم هفت گانه را به من بدهند که ظالمانه دانه ای از دهن موری بگریم چنین نخواهم کرد که علی بسیار بزرگ تر از این است که خود را به کم بفروشد . به نعمتی فنا پذیر یا لذتی آنی دل مشغول دارد ؛مَا لِعَلِيٍّ وَ لِنَعِيمٍ يَفْنَى وَ لَذَّةٍ لَاتَبْقَى[16]

    این نگاه علی است که به انسان خطاب می کند که باید همتش را از پنجره های هستی بیرون ببرد و تا افق بی نهایت پیش براند . دلش  را در عوالم بالا سیر دهد و جسمش را در عمل برای احقاق حق و ابطال باطل به کار گیرد ؛ قُلُوبُهُمْ فِى الْجَنانِ وَ اجْسادُهُمْ فِى الْعَمَلِ[17] . و مطمئن باشید تا این دل از دنیا بیرون نرود و همت آدمی اوج نگیرد فرزند حقیر دنیا باقی می ماند و همه نماز و روزه و حج و عبادات دیگر او دنیایی و بی حاصل می شود . این است که علی از انسان می خواهد تا فرزند ابدیت باشد نه فرزند حقارت و محدودیت ؛ فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَاتَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا فَإِنَّ كُلَّ وَلَدٍ سَيُلْحَقُ بِأَبِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَة[18] فرزند آخرت باشید نه فرزند دنیا که هر فرزندی در نهایت به پدرش ملحق می شود .

     


    [1]  - خطبه : 157

    [2] -نامه 31س74

    [3]  - نامه : 55س1

    [4]  - خطبه : 132 س8

    [5]  - حکمت : 77برای توضیح بیشتر رجوع شود به علی (ع) و جاری حکمت دفتر دوم

    [6] -خطبه 203س2

    [7]  - انعام : 12،20

    [8]  - خطبه :32

    [9]  - حکمت :456

    [10]  - نامه : 31

    [11] -حکمت47

    [12]  - نامه : 45

    [13]  - حکمت : 81 سید رضی در وصف این حکمت می گوید : این سخنی است که هیچ حکمت و سخنی به پای او نمی رسد و هیچ قیمتی برای او نمی شود تعیین کرد .

    [14]  - وَ الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ الكافي  ج   2  ص   126

    [15]  - نامه : 22

     36 – خطبه : 226   

    [17]  - خطبه : 192

    [18]  - خطبه : 42

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • امامت حضرت علی در آئینه سنت
    • جلوه های بلاغت در نهج البلاغه
    • در اهمیت خطابه ی غدیر
    • شگفتی ها و اسرار سیستم شنوایی و بینایی در قرآن کریم و نهج البلاغه
    • مروری تحلیلی بر جنگ صفین (2)
    • حکمت های برگزیده ی نهج البلاغه (1)

درباره ما