close
تبلیغات در اینترنت
شگفتی ها و اسرار سیستم شنوایی و بینایی در قرآن کریم و نهج البلاغه
شنبه 24 آذر 1397
تاریخ امروز :

تدبر در قرآن آیه قرآن

چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 دریافت رایگان نرم افزار جامع پیرامون ولایت فقیه مطالعه بیشتر

جمعه 04 اردیبهشت 1394 بایسته های اعتقادی (امامت) در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 07 فروردین 1394 بایسته های اخلاقی در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

جمعه 10 تیر 1390 مديريت و اخلاق مديران در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

چهارشنبه 11 خرداد 1390 امامت حضرت علی در آئینه سنت مطالعه بیشتر

یکشنبه 08 خرداد 1390 جلوه های بلاغت در نهج البلاغه مطالعه بیشتر

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي مطالعه بیشتر

دانشنامه ی امام علی (ع)

معرفی برترین پایگاه های مجازی اهل بیت (س)

ذکر ایام هفته

موضوعات

  • شگفتی ها و اسرار سیستم شنوایی و بینایی در قرآن کریم و نهج البلاغه

    نظرات:

     


    وَ لَقَدْ مَكَّنَّا هُمْ فيمَآ اِنْ مَكَّنَّكُمْ فِيهِ وَ جَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَ أَبْصَارًا وَ أَفْئدَةً فَمَآ أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لآ أَبْصَارُهُمْ وَ لآ أَفئدَتُهُم مِنْ شئ إًِّذْ كَانوُا يَجْحَدوُنَ بِأَيَاتِ اللَّهِ وَ حَاقَ بِهِمْ مَا كَانوُا بِهِ يَسْتَهْزِؤنَ؛

    و به آن قوم (عاد) تمكين و قوّتى داديم كه شما امّت را چنان نيروى بدنى نداديم وبا آنكه بر آنها گوش و چشم و قلب مدرك قرار داديم، هيچ اين قواى مدركه‏ آنها را از عذاب نرهانيد. بدينجهت كه آيات خدا را انكار مى‏كردند و آنچه را كه استهزا كردند به آنها فرارسيد.

    پيشرفت علم جنين‏ شناسى پرده از چهره يكى ديگر از موارد اعجاز قرآن برداشته و آنهم ترتيب حواس در آيات قرآن مى‏باشد.

    قرآن كريم به ذكر گوش و چشم به عنوان دو حسّ اصلى از ابزارهاى شناخت و ارتباط با جهان خارج، اكتفا كرده و اين به جهت اهميت بسيار زياد اين دو حس در كار ادراك حسّى است؛ امّا نكته بسيار جالب و شگفت‏انگيز، تقدّم گوش بر چشم در آيات قرآن است. در قرآن كريم نوزده مورد به لفظ گوش (سَمْع) و چشم (بَصَر) اشاره شده كه از اين نوزده مورد، هفده بار واژه «سَمْع» بر «بَصَر» مقدّم شمرده شده، بهطورىكه ابتدا از گوش و سپس از چشم صحبت به ميان رفته است.

    حال مى‏خواهيم ببينيم، از نظر علمى دليل تقدّم گوش بر چشم در آيات قرآن چيست؟

    1. حسّ شنوايى از جمله حواسّى است كه بلافاصله پس از تولّد شروع بهكار مى‏كند؛ زيرا نوزاد به محض تولّد مى‏تواند صداها را بشنود كه اين خود يكى از رفلكس هاى طبيعى نوزادان است به اين صورت كه در هنگام تولّد، نوزاد با شنيدن صداى شديد پلك زده و حركت مى‏كند و شروع به گريه مى‏كند. اين در حالى است كه براى ديدن اشيا بهطور واضح نياز به زمان داريم.

    تحقيقات جديد علمى فيزيولوژيست‏ها ثابت كرده است كه حسّاسيت شبكيه چشم انسان در مقابل نور به هنگام تولّد ضعيف است و رشد ساختمان شبكيه چشم، تقريباً در پايان شش ماهه اول تولّد كامل مى‏شود. بهطورىكه نوزاد در شش ماه دوم عمر بهوضوح قادر به رويت اشيا است.

    لازم به ذكر است كه نوزاد در بدو تولّد، نمى‏تواند در برابر صداهاى ضعيف و كوتاه واكنش نشان دهد، امّا در برابر صداهاى بلند و شديد مى‏تواند واكنش نشان دهد و پس از پشت سر گذاشتن مراحل رشد، مى تواند بين صداهاى متفاوت با فركانس‏هاى مختلف تفاوت قايل شود. اين تكامل در رشد شنوايى از سال سوم تولد شروع مى‏شود و حدود 13 تا 14 سالگى به كمال رشد خود مى‏رسد.

    2. حس شنوايى هميشه و در همه حال مى‏تواند وظيفه خود را بدون حتى اندكى توقف انجام دهد، در حالى كه اين در مورد بينايى صادق نيست. يعنى در برخى شرايط انسان قادر به ديدن نيست؛ مثلاً در تاريكى، حتّى با وجود چشمهاى باز قادر به رويت واضح اشياء نيستيم امّا مى‏توانيم به خوبى بشنويم، همچنين در هنگام خواب كه انسان چشمانش را مى‏بندد و مى‏خوابد. امّا اگر در محيط سر و صدا ايجاد شود، فرد از خواب بيدار مى‏شود. چرا كه تحقيقات جديد فيزيولوژيست‏ها ثابت كرده آخرين حسّى كه در هنگام خواب حساسيت خود را از دست مى‏دهد، حسّ شنوايى است و اين خود يكى ديگر از دلايل قاطع اعجاز قرآن است.

     خداوند متعال در داستان اصحاف كهف و در بيان خواب چند صدساله ايشان، بهطور شگفتانگيزى مى‏فرمايد:

    فَضَرَبْنَا عَلَى أذَانِهِمْ فِى الْكَهْفِ سِنيِنَ عَدَدًا؛

    پس ما بر گوش آنها (در آن غار) تا چند سالى پرده بيهوشى زديم.

    3. گوش در كار ادراك حسّى و امر يادگيرى و تحصيل دانش از چشم مهمتر است؛ زيرا يادگيرى زبان و تحصيل علوم در صورت از دست دادن بينايى براى انسان، امكان‏پذير است ولى اگر شنوايى را از دست بدهيم يادگيرى زبان و تحصيل دانش برايمان امرى مشكل خواهد بود.

    يكى از دلايل مهمى كه نشاندهنده اهميت تأثير گوش در ادراك و آموزش است، اين است كه قرآن آنرا به تنهايى در كنار عقل ذكر كرده است تا بفهماند ميان گوش و عقل رابطه محكمى وجود دارد.

    خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد:

    وَقَالوُا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَاكُنَّا فِى أَصْحَابِ السَّعيرِ؛

    و آنگاه (اهل دوزخ با تأسف و حيرت با هم) مى‏گويند كه اگر ما (در دنيا) سخن انبيا را مى‏شنيديم يا به دستور عقل رفتار مى‏كرديم امروز از دوزخيان نبوديم.

    همچنين در بسيارى از آيات قرآن واژه «سَمْع» به معناى فهم و تدبّر و تعقّل به كار رفته است كه در اين مورد به آيه زير اشاره مى‏كنيم:

    وَ إذَا سَمِعُوا مَآ أُنزِلَ إِلَى الرَّسولِ تَرَىَّ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفوُاْ مِنَ الْحَقِّ يَقوُلُونَ رَبَّنَأَ أمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ؛

    و چون آياتى را كه به رسول فرستاده شد بشنوند اشك از ديده آنها جارى مى‏شود؛ زيرا حقّانيت آنرا شناخته و گويند: بار الها ما (به رسول تو، محمّد(ص) و كتاب آسمانى او، قرآن) ايمان آورديم، ما را در زمره گواهان صديق او بنويس.

    «امام علی(ع)» نیز در قسمتی از یکی نامههای خود «خطاب به معاویه» مینویسند:

    فَإسلامُنَا قَد سُمِعَ وَ جَاهِلِیَّتُنَا لاَ تُدفَعُ...؛

    پس از این، بدان که به تحقیق اسلام ما را همه شنیدهاند و میدانند و شرف و عزّت ما را در عصر جاهلیت، همه میدانند و هیچکس منکر نیست ... .

    همچنین «در کلمات قصار آن حضرت» چنین آمده است:

    وَ کَانَ إذَا غُلِبَ عَلَی الکَلامِ لَم یُغلَب عَلَی السُّکُوتِ وَ کَانَ عَلَیَ مَا یَسمَعُ أحرَصَ مِنهُ عَلَی أن یَتَکَلَّمَ ...؛

    اگر در سخن گفتن کسی بر او (برادر دینی) غلبه میکرد، در خاموشی، هیچکس نمیتوانست بر او چیره شود و بدینگونه بود که نسبت به شنیدن سخن از دیگری حریصتر بود تا اینکه خود سخن بگوید ... .

    با تأمّلی عمیق در کلام مولا(ع) ارزش شنیدن و اهمیت و برتری سیستم شنوایی بر تکلّم نیز مشخص میگردد.

     4. يكى ديگر از دلايل اهميت فوقالعاده گوش و چشم كه در ابتداى بحث از آن صحبت شد، نقش هر يك از اين اعضا در تعادل بدن است؛ در واقع اطّلاعات ارسالى از چشم‏ها و سيستم دهليزى واقع در گوش داخلی همراه با اطّلاعات حسّ عمقی از گردن و اندامها به سمت سيستم عصبى مركزى آمده و پس از هماهنگى‏هاى لازم به طرف مراكز بالاتر مغزى مى‏روند و احساس تعادل را ايجاد مى‏كنند. جالب است بدانیم، اگر عملکرد یکی از این اجزاء از بین برود، دو جزء دیگر میتوانند به تدریج حسّ تعادل را ایجاد کنند، ولی اگر دو جزء از بین بروند یک جزء به تنهایی نمیتواند این فقدان را جبران کند و حسّ تعادل از بین میرود.

    پس، حواس محدودیتهایی دارند و گاهی دچار ناتوانی و ضعف میشوند که در ذیل با توجّه به کلام شیوای مولایمان علی(ع) بحث مینماییم.

    5. نكته جالب اين است كه قرآن، گوش را به صورت مفرد ذكر مى‏كند ولى چشم «بَصر» را در اكثر آيات به صورت جمع «أَبصَار» مى‏آورد.

     اين خود يكى از نشانه‏ هاى اعجاز در روش قرآن است، به اين دليل كه حسّ شنوايى صداهايى را كه از تمام جهات مى‏رسد، دريافت مى‏كند. در حالىكه چشم، فقط وقتى مى‏تواند ببيند كه انسان خواسته باشد چشم را به طرف چيزى كه مى‏خواهد به آن بنگرد، برگرداند و اگر در مكانى افرادى جمع باشند و صدايى به‏وجود آيد، همگى تقريباً همان صدا را به طور يكسان مى‏شنوند؛ در صورتىكه، همين عده يك چيز را از زواياى مختلف مى‏بينند و به همين دليل، ديدشان نسبت به آن شئ كاملاً يكسان و شبيه به هم نخواهد بود، كما اين‏كه ممكن است آنها در همان لحظه به تبع سمتى كه به آن مى‏نگرند، اشياى مختلف ديگر رانيز ببينند.

     علاوه بر اين، هرگاه صدايى كه مستقيماً از جايى به سمت ما مى‏آيد، امواج صوتى آن در يك زمان به هر دو گوش مى‏رسد و شدّت تأثيرش بر پرده هر دو گوش يكسان است. اما اگر به چيزى كه در برابر ما قرار گرفته بنگريم، صورتى كه در شبكيه چشم راست نقش مى‏بندد با شكل همان چيزى كه در شبكيه چشم چپ نقش مى‏بندد، فرق دارد؛ زيرا چشم راست، اشياء را از طرف راستشان مى‏بيند، در حالى‏كه چشم چپ آنها را از طرف چپشان مى‏نگرد.

    محدودیت شنوایی و بینایی از منظر نهجالبلاغه

    حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز در بیان «محدودیت شنوایی و وجود رنگها و اجسام نامرئی و بسیار ریز و همچنین محدودیت قدرت دید مخلوقات» میفرمایند:

    کُلُّ سَمِیعٍ غَیرَهُ یَصَمُّ عَن لَطیِفِ الأصواتِ و یُصِمُّهُ کَبیرُهَا و یَذهَبُ عَنهُ مَا بَعُدَ مِنهَا وَ کُلُّ بصِیرٍ غَیرُهُ یَعمَیَ عَن خَفِیِّ الألوانِ وَ لَطِیفِ الأجسَامِ ...؛

    هر شوندهای جز خدا در شنیدن صداهای ضعیف، کر و در برابر صداهای قوی، ناتوان است و آوازهای دور را نمیشنود و هر بینندهای غیر از او در دیدن رنگهای ناپیدا و غیر واضح و اجسام بسیار ریز، نابینا و عاجز است ... .

    در واقع این سخن حکیمانة پیشوای متّقیان، اشارتی است بسیار شگفت به علم صوتشناسی (Akustik) و نورشناسی (Photology)؛ چراکه چشم انسان همه رنگها را نمیبیند (مانند رنگهای موجود در نور خورشید و انواع اشعهها که باید با وسایل الکترونیک پیشرفته مشاهده کرد) و گوشها نیز محدودیتهایی دارند؛ مثلاً گوش انسان تا 2000 ارتعاش و گوش سگ تا 7000 ارتعاش صوتی را درک می کند. تمام اینها نکات علمی دقیق و ظریفی است که در عصر حاضر، دانشمندان علوم به آن رسیدهاند و شگفتآور آن که مولا علی(ع) قرنها قبل به اینگونه از واقعیتها اشاره فرمودهاند.

    خطای دید از نظر امام علی (ع)

    لَیسَتِ الرُّؤیَةُ مَعَ الأبصَارِ فَقَد تَکذِبُ العُیُونُ أهلَها وَ لاَ یَغُشُّ العَقلُ مَنِ استَنصَحَهُ؛

    اندیشیدن همانند دیدن نیست؛ زیرا گاهی چشمها دروغ مینمایند. امّا آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمیکند.

    خطای دید نوعی ادراک غلط بینایی است که با حقیقت شیء دیده شده مطابقت ندارد. برخی از انواع خطاهای چشمی، بین عموم مردم وجود دارد و همه، آنها را با روشی مشابه درک میکنند. یکی از نمونههای این گونه خطاها، دیدن سراب است که گاهی برای مردم پیش میآید؛ یعنی از دور سرابی میبینند و گمان میکنند آب است.

    بنابراین، این کلام شیوا، خطّ بطلان بر گفتار انسانهای نادانی است که میگویند دلیلی بزرگتر و بالاتر از حس و دیدن با چشم نیست.

    اكنون با دانستن اين همه شگفتى و نظم و هماهنگى در هر يك از اين اعضاى بدن انسان، مى‏توان به اهميت ساير حواس نيز پى برد و دانست كه هيچ نظمى درخلقت انسان بدون علّت نيست؛ خلقتى كه خالق انسان مرحله به مرحله آن‏را در كتاب خود بيان داشته و در سخنان مولایمان علی(ع) نیز بارها اشاره شده است و علم امروزی بر آن صحّه می گذارد که  اين یکی از دلايل اعجاز قرآن کریم است؛ پس به حقيقت بايد گفت، آفرين بر قدرت كامل بهترين آفريننده.

    «ولز» (از دانشمندان برجسته انگلستان) مى‏گويد:

    «هر كس بخواهد دينى را اختيار كند كه سير آن با تمدّن بشر پيشرفت داشته باشد، بايد كه دين اسلام را اختيار كند و اگر بخواهد كه معنى اين دين را بيابد به قرآن مراجعه كند. قرآن، بهترين راهنماى يك عقيده قلبى يعنى توحيد و اخلاق فاضله است. اسلوب فصاحت و بلاغت آن به حدّى زيباست كه عقول عقلا را حيران ساخته است؛ قرآن كتابى است ابدى و جهانى.»

     

    دکتر حسن کریمی یزدی (از معاونت آموزش، تحقیقات و فناوری، دانشگاه علوم پزشكي قم)

     

    همچنین مطالبی با این موضوع را مطالعه نمایید

    • جلوه های بلاغت در نهج البلاغه
    • سيماي امام علي(ع) در مثنوي معنوي
    • امام علي علیه السلام مصداق كامل اسوه حسنه
    • مختصری از کتاب جاذبه و دافعه علی ع بقلم استاد شهید مطهری
    • عدالت درنهج البلاغه (2)
    • عدالت درنهج البلاغه

درباره ما